قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3710
تاريخ الفي ( فارسى )
كرد . » چون اين خبر به تولوى خان رسيد آتش غضبش شعله كشيد و با لشكرى بيكران از اطراف و جوانب روى به شهر هرات آورد و شروع در جنگ كرد . از آن جانب ملك شمس الدّين محمّد داد مردى و مردانگى داده هفت روز آنچنان كارزار نمود كه هرروز جمعى كثير از جانبين به قتل مىرسيدند و از اعيان و اكابر مغول جمعى كثير در آن ايام كشته شدند . روز هشتم خود شاهزاده تولوى خان سوار شده متوجّه جنگ شد . از آن جانب نيز ملك شمس الدّين با سپاه فراوان بيرون آمده آنچنان رزم به كار برد كه در هيچ تاريخ مثل آن جنگ نشان ندادهاند ، تا آنكه نزديك شد كه مغولان دست از جنگ بازدارند ، كه ناگاه تيرى بر مقتل ملك شمس الدّين محمّد رسيد و از مركب فروافتاد و در همانجا جان به قابض ارواح تسليم كرد . بعد از مرگ ملك شمس الدّين اهل هرات دو گروه شدند . جمعى كه از متعلّقان سلطان جلال الدّين بودند قرار به آن دادند كه « جنگ مىكنيم تا همه كشته شويم . » و جمعى از ائمّه و قضات و بزرگان شهر گفتند كه « جنگ كردن با اين طايفه فايده ندارد ، مگر آنكه موجب آن خواهد شد كه تمام زن و فرزند ما را مانند اهل نيشابور و مرو به قتل رسانند . » در اثناى اين حال شهزاده تولوى خان در مقابل دروازهء فيروزآباد دويست سوار رانده تا به لب خندق آمد و خود از سر برداشته به آواز بلند مضمون اين كلمات را فرمود كه « اى هرويان ! بدانيد كه من تولوى پسر چنگيز خانام . اگر حيات و زندگانى خود و اهل و عيال خود مىخواهيد ، دست از محاربه بازداريد و در مقام اطاعت و انقياد درآييد و مالى كه به عمّال خوارزميان مىداديد ، به گماشتگان ما برسانيد ، تا شما را به عنايت پادشاهانه سرافراز گردانيم و از ساير اهالى خراسان ممتاز نماييم . » و بر آنچه تقرير كرد سوگند ياد نمود . اهالى هرات چون از لفظ شاهزاده تولوى خان آن عهود و مواثيق شنيدند ، همه مايل و راغب صلح شده ، اوّلا امير عزّ الدّين هروى - كه به حكم سلطان جلال الدّين حاكم جامهبافان و كارخانهها بود - با چند جامهباف ، هريك با نه جامهء قيمتى به ملازمت شهزاده تولوى خان رسيده ، به انواع عواطف خسروانه سرافراز گرديد . بعد از آن تمامت اعيان و سرداران هرات از شهر بيرون آمدند . شهزاده تولوى خان لشكريان را جدا كرده و دوازده هزار مرد را كه متعلّقان سلطان جلال الدّين بودند به قتل رسانيد و باقى مردم را چندان زحمتى نرسيد . و ملك ابو بكر مروچقى « 1 » را در هرات از قبل خود نصب فرمود و از مقرّبان درگاه خود منكتاى « 2 » نام مغولى را به شحنگى آن بلده تعيين نمود . و بعد از ده روز مظفّر و منصور با غنايم بسيار متوجّه
--> ( 1 ) . متن : ملك ابو بكر مراجعى . ( 2 ) . متن : منكاى . در منابع اروپايى بهصورت منگنى ضبط شده است .